|
سلام علکم
چند تا طراحی از بازیگرهای هالیوود.... ادامش رو هم میتونید تو وبلاگ مربوط ببینید:
ادامش اینجا
نمیدونم چرا... وقتی استاد عکاسی داره از فیزیک نور و فضای ماده صحبت میکنه...ناخودآگاه...منگ میشم...منگ منگ منگ :) خل شدم رفت پی کارش پ.ن: دلم برای اینجا چقدر تنگ شده بود... :) چقدر!!!!!!!!!
خوب واقعیت اینه که: آدم یا ننویسه...یا اگر قراره بیاد و تو وبلگش نوشته هاش رو بذاره...حداقل یه حرفی واسه گفتن داشته باشه. بد میگم؟ هان؟ نه جون داداش الان بد بیراه میگم؟ آبجی شوما نظر بده..حرفم درسته دیگه دهه خب. این چند وقته اینقدر شلوغ پلوغ بودمم که نمیدونم مخم رو از کدوم طرف جمع کنم ...هزارو پونصد و بیست و یک تیکه شدم ... والا بخدا (بیست و دو نه ها...بیست و یک) سانازی جونم بعد از ۱سال از هلند برگشته...نمیدونم اون موقع ها که اینجا پر از اسم سانی بود و تمام خاطره های هر روز و همه روزمون رو مینوشتم اینجا...این رو گفتم یا نه: اینکه ساناز ۹ مرداد ۸۷ ازدواج کرد و رفت اونور دنیا. وای وای وای...خانوما چه خبرتونه؟ بخدا یک آقا سراغ داشتم اونم دادم سانی ورداشت و بردش...چرا اینهمه شلوخ میکنین...من کوچیکتونم.. حالا امشب بنده مهمون سانی خانوم هستم...خانم خانما فردا شب برمیگرده و میره دیار اجنبی ها...هی بگم دختراتون رو شوهر ندین...گوش نمیکنین که خب راستش مخم هنگه...یه حسای بیخودی دارم این روزا...حس هایی مثل خدا بودن و هیچ بودن و سنگ فرش خیابون بودن و تو رویا تو عرش قدم زدن و تو بیداری رو فرش تی کشیدن چی بگم والا...ولش کن اصلا خبر خوش بدم دلتون باز بشه بالاخره منم تصمیم گرفتم تبلت بخرم...خیلی دنبالش بودم ولی خوب یه کمکی پولم کم بود...امروز بالاخره به مامان جونم گفتم اونم گفت دخمل خوشملم تو چرا اینقده تعارفی شدی ...پولات باشه واسه خودت من خودم برات میخرم. یوهووووووووووووووووووو الان اینخده خوشحالممممممممم....اینخده خوشحاللللم که نگو..آخه میدونی..تبلت که بگیرم به منم میگن هنر مند بعدش میرم واسه والت دیسنی Walt Disney طراحی میکنم و مخروف میشم...بهدش هی از من همتون امضا میخواین...بهدش من کوچیک همتونم خو بسه...فک کنم زیادی چرت و پرت گفتم..ببخشید...سارا اینروزا خیلی با اونروزا فرق میکنه...ایشالله بازم میشم همون سارا هه هه هه این تبلتی که میخوام بگیرم این مدلیه خیلی خوشمله نه؟ ایشالله خدا به شما هم پول بده بخرید این بود آپ امروز ما **گفته بودم دلم برایت تنگ میشود گاهی؟ چرا وجود تو از سنگ میشود...گاهی؟
|
About![]()
دوران بچگی!!!! Archivesآبان 1388مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 Links
آلبالو
گرافیک |