اگه آنجلینا رو دوست داری بیا این تو
ادامه مطلب
+نوشته شده در پنجشنبه 13 بهمن1384ساعت12:46 PMتوسط سارا | | zendegi ba t0o b0odanesh kg0obe +نوشته شده در سه شنبه 11 بهمن1384ساعت5:27 PMتوسط سارا | | گفتگو با خدا گفتگو با خدا خدا پرسيد: پس تو مي خواهي با من گفتگو كني؟ من در پاسخ گفتم : اگر وقت داريد خدا خنديد : وقت من بي نهايت است در ذهنت چيست كه مي خواهي از من بپرسي؟ پرسيدم : چه چيز بشر شما را سخت متعجب مي سازد؟ خدا پاسخ داد : كودكيشان اينكه آنها از كودكي شان خسته مي شوند عجله دارند كه بزرگ شوند بعد دوباره پس از مدتها آرزو مي كنند كه كودك باشند اينكه آنها سلامتي خود را ا ز دست مي دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را به دست بياورند اينكه با اضطراب به آينده مي نگرند و حال را فراموش مي كنند و بنابراين نه در حال زندگي مي كنند و نه در آينده اينكه آنها به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نمي ميرند و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز زندگي نكرده اند دست هاي خدا دستانم را گرفت براي مدتي سكوت كرديم و من دوباره پرسيدم : به عنوان يك پدر مي خواهي كدام درس هاي زندگي را فرزندانت بياموزند؟ او گفت : بياموزند كه آنها نمي توانند كسي را وادار كنند كه عاشقشان باشد همه كاري كه مي توانند بكنند اينست كه اجازه دهند كه خودشان دوست داشته باشند بياموزند كه درست نيست كه خودشان را با ديگران مقايسه كنند بياموزند كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب آنان كه دوستشان داريم ايجاد كنيم اما سالها طول مي كشد تا اين زخمها را التيام بخشيم بياموزند كه ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد كسي است كه به كمترين ها نياز دارد بياموزند كه انسانهايي هستند كه آنها را دوست دارند فقط نمي دانند كه چگونه احساساتشان را نشان دهند بياموزند كه دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند اما آن را متفاوت ببينند بياموزند كه كافي نيست كه فقط آنها ديگران را ببخشند بلكه آنها بايد خود را نيز ببخشند من با خضوع گفتم : از شما به خاطر اين گفتگو متشكرم آيا چيز ديگري هست كه دوست داريد فرزندانتان بدانند؟ خداوند لبخند زد و گفت فقط اينكه بدانند من اينجا هستمهميشه +نوشته شده در سه شنبه 11 بهمن1384ساعت5:9 PMتوسط سارا | | d0okhtara_pesara ادامه مطلب +نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1384ساعت1:35 PMتوسط سارا | | کی شکیرا رو دوست داره؟ تقدیم به اون واقعآ محشره نه؟به نظره من که عاااااااااااالیه(آقایون محترم از چشم چرونی دست بردارید لطفآ) +نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1384ساعت8:32 AMتوسط سارا | | عکس اینم چندتا عکس +نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1384ساعت5:4 AMتوسط سارا | |
zendegi ba t0o b0odanesh kg0obe
+نوشته شده در سه شنبه 11 بهمن1384ساعت5:27 PMتوسط سارا | | گفتگو با خدا گفتگو با خدا خدا پرسيد: پس تو مي خواهي با من گفتگو كني؟ من در پاسخ گفتم : اگر وقت داريد خدا خنديد : وقت من بي نهايت است در ذهنت چيست كه مي خواهي از من بپرسي؟ پرسيدم : چه چيز بشر شما را سخت متعجب مي سازد؟ خدا پاسخ داد : كودكيشان اينكه آنها از كودكي شان خسته مي شوند عجله دارند كه بزرگ شوند بعد دوباره پس از مدتها آرزو مي كنند كه كودك باشند اينكه آنها سلامتي خود را ا ز دست مي دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را به دست بياورند اينكه با اضطراب به آينده مي نگرند و حال را فراموش مي كنند و بنابراين نه در حال زندگي مي كنند و نه در آينده اينكه آنها به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نمي ميرند و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز زندگي نكرده اند دست هاي خدا دستانم را گرفت براي مدتي سكوت كرديم و من دوباره پرسيدم : به عنوان يك پدر مي خواهي كدام درس هاي زندگي را فرزندانت بياموزند؟ او گفت : بياموزند كه آنها نمي توانند كسي را وادار كنند كه عاشقشان باشد همه كاري كه مي توانند بكنند اينست كه اجازه دهند كه خودشان دوست داشته باشند بياموزند كه درست نيست كه خودشان را با ديگران مقايسه كنند بياموزند كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب آنان كه دوستشان داريم ايجاد كنيم اما سالها طول مي كشد تا اين زخمها را التيام بخشيم بياموزند كه ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد كسي است كه به كمترين ها نياز دارد بياموزند كه انسانهايي هستند كه آنها را دوست دارند فقط نمي دانند كه چگونه احساساتشان را نشان دهند بياموزند كه دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند اما آن را متفاوت ببينند بياموزند كه كافي نيست كه فقط آنها ديگران را ببخشند بلكه آنها بايد خود را نيز ببخشند من با خضوع گفتم : از شما به خاطر اين گفتگو متشكرم آيا چيز ديگري هست كه دوست داريد فرزندانتان بدانند؟ خداوند لبخند زد و گفت فقط اينكه بدانند من اينجا هستمهميشه +نوشته شده در سه شنبه 11 بهمن1384ساعت5:9 PMتوسط سارا | | d0okhtara_pesara ادامه مطلب +نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1384ساعت1:35 PMتوسط سارا | | کی شکیرا رو دوست داره؟ تقدیم به اون واقعآ محشره نه؟به نظره من که عاااااااااااالیه(آقایون محترم از چشم چرونی دست بردارید لطفآ) +نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1384ساعت8:32 AMتوسط سارا | | عکس اینم چندتا عکس +نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1384ساعت5:4 AMتوسط سارا | |
گفتگو با خدا
گفتگو با خدا خدا پرسيد: پس تو مي خواهي با من گفتگو كني؟
من در پاسخ گفتم : اگر وقت داريد
خدا خنديد : وقت من بي نهايت است
در ذهنت چيست كه مي خواهي از من بپرسي؟
پرسيدم : چه چيز بشر شما را سخت متعجب مي سازد؟
خدا پاسخ داد : كودكيشان
اينكه آنها از كودكي شان خسته مي شوند عجله دارند كه بزرگ شوند
بعد دوباره پس از مدتها آرزو مي كنند كه كودك باشند
اينكه آنها سلامتي خود را ا ز دست مي دهند تا پول به دست آورند
و بعد پولشان را از دست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را به دست
بياورند
اينكه با اضطراب به آينده مي نگرند و حال را فراموش مي كنند
و بنابراين نه در حال زندگي مي كنند و نه در آينده
اينكه آنها به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نمي ميرند
و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز زندگي نكرده اند
دست هاي خدا دستانم را گرفت
براي مدتي سكوت كرديم
و من دوباره پرسيدم : به عنوان يك پدر
مي خواهي كدام درس هاي زندگي را فرزندانت بياموزند؟
او گفت : بياموزند كه آنها نمي توانند كسي را وادار كنند كه عاشقشان
باشد
همه كاري كه مي توانند بكنند اينست كه اجازه دهند كه خودشان دوست
داشته باشند
بياموزند كه درست نيست كه خودشان را با ديگران مقايسه كنند
بياموزند كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب
آنان كه دوستشان داريم ايجاد كنيم
اما سالها طول مي كشد تا اين زخمها را التيام بخشيم
بياموزند كه ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد
كسي است كه به كمترين ها نياز دارد
بياموزند كه انسانهايي هستند كه آنها را دوست دارند
فقط نمي دانند كه چگونه احساساتشان را نشان دهند
بياموزند كه دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند اما آن را
متفاوت ببينند
بياموزند كه كافي نيست كه فقط آنها ديگران را ببخشند
بلكه آنها بايد خود را نيز ببخشند
من با خضوع گفتم : از شما به خاطر اين گفتگو متشكرم
آيا چيز ديگري هست كه دوست داريد فرزندانتان بدانند؟
+نوشته شده در سه شنبه 11 بهمن1384ساعت5:9 PMتوسط سارا | | d0okhtara_pesara ادامه مطلب +نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1384ساعت1:35 PMتوسط سارا | | کی شکیرا رو دوست داره؟ تقدیم به اون واقعآ محشره نه؟به نظره من که عاااااااااااالیه(آقایون محترم از چشم چرونی دست بردارید لطفآ) +نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1384ساعت8:32 AMتوسط سارا | | عکس اینم چندتا عکس +نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1384ساعت5:4 AMتوسط سارا | |
d0okhtara_pesara
+نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1384ساعت1:35 PMتوسط سارا | | کی شکیرا رو دوست داره؟ تقدیم به اون واقعآ محشره نه؟به نظره من که عاااااااااااالیه(آقایون محترم از چشم چرونی دست بردارید لطفآ) +نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1384ساعت8:32 AMتوسط سارا | | عکس اینم چندتا عکس +نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1384ساعت5:4 AMتوسط سارا | |
کی شکیرا رو دوست داره؟ تقدیم به اون
واقعآ محشره نه؟به نظره من که عاااااااااااالیه(آقایون محترم از چشم چرونی دست بردارید لطفآ)
+نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1384ساعت8:32 AMتوسط سارا | | عکس اینم چندتا عکس +نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1384ساعت5:4 AMتوسط سارا | |
عکس
اینم چندتا عکس
+نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1384ساعت5:4 AMتوسط سارا | |
دوران بچگی!!!!من هنوز کودک بزرگ شده درون کوچکمم.....
Home Profile Email Night Skin
آلبالو مهديزاين گیلاس خانمی هستم(وبسایت اختصاصی!) سنجاق قفلی پابه پای ماه هفت روز آلوچه آلبالو روزمرگی های یک آپاچی مرد صداقت زده! آخرین ترانه باران مهتابي خانوم تبار شناسی طراحی صنعتی کفشدوزک سفید خرپ خرپ های مغز یه چپ دست حرف های تنهایی آلبالوو کودکی لورا ایلیاد نسترن ندا و نازی بهار تو رز صورتی گلپونه آخرین عابر زلما بلوچ حرف های پرتقالی شبهاي باراني من سرو ناز گيلاس خانومي خرس قهوه اي نامه هایی از تیمارستان مسافر کوچولو در اخترک0098 شب نویس ابر من ببار ویرانگر منی باش که تورا از خودت گرفت فصل گستاخی پیغامی از آب آوای فصل ها کفشدوزک64 لباس های مد روز(صبا) نیلوفر مرداب کفشدوزک بدون کفش شبهای بارانی من گلپونه و عطر نعنا جدی نگیر(سلی) jesus (یوسف) بوی خاک خوشترین بوی دنیاست مسافران زمین اکسپرسیونیسم دختر آریایی کافه خورشید حرفهای برادر علی نیلوفر مرداب تنهایی های من خون گریه روزهای من دکتر مازیار دیار تنهایی زیتون وبلاگ گروهي خانه ما *من و تو* من كوچولو دانشگاه با طعم باران ورونیکا رخ انديشه DDT گل داوودي پیامبر کاغذی(گرافیک) پسر خوانده ماجراهاي آقاي زيپ و خانوم زيگزاگ ماجراهاي آقاي زيپ و خانوم زيگزاگ1 خرماهی(یک گرافیست) پاپيون كوچولو نوشته هاي خانوم مارپل حس يازدهم تلخ نوشته ها(مسعود مشهدی) ** هر چی تو بگی! ** خواب های یک دیوانه در جهان مسطح MoVe & GaMe رویای سبز گلبرگ(دانشجوی نقاشی) معجزه عشق دنیای عطر و این تنهایی ژرف است! موز ماهی این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است بایسیکل ران موسیقی ایرانی خورشید خانوم (نقطه اشتراک من و خودم) مرا آفريد آنکه دوستم داشت از شنبه من و کارتون ایتالیا و زبان ایتالیایی BULGARI CO HUGO BOSS CO ESCADA CO Specific بلاگ کد فتو نایت آپلود عکس گالری عکس انتخاب وبلاگ برتر کد موسیقی لایت قالب های نایت اسکین LinkDump گرافیکCharacter Design: DeviantArtمن کوچولوgorjuss keychainARTDeviant ARTهفتانموسسه هنری فرهنگی تبیانسایت اختصاصی سهراب سپهریاسمایلی های خنگ Categories گور بابای غصه..... احساس هایم... دلتنگی خاطره هام کاربران آنلاین: بازديدها : Design by : Night Skin
گرافیکCharacter Design: DeviantArtمن کوچولوgorjuss keychainARTDeviant ARTهفتانموسسه هنری فرهنگی تبیانسایت اختصاصی سهراب سپهریاسمایلی های خنگ
گور بابای غصه..... احساس هایم... دلتنگی خاطره هام کاربران آنلاین: بازديدها : Design by : Night Skin