|
مرا عمری به دنبالت کشاندی سرانجام به خاکستر نشاندی ربودی دفتر دل را ولی افسوس که سطری هم از این دفتر نخواندی گرفتم عاقبت دل بر من افروخت پس از مرگم سرشکی فشاندی گذشت از من ولی آخر نگفتی که بعد از من به امید که ماندی
ایشالله که همگی در پناه خدا موفق و پیروز باشید. کاش دلا مهربون بودند و سینه ها لبریز عشق خوب جالا چه ربطی داشت؟ خودمم نمیدونم دلم گرفته بود گفتم یه چیزی بنویسم. عشق یعنی: خوب دیگه زیادی چرت و پرت گفتم.حق نگه دارتون.راستی برای یکی از دوستام یه مشکل خیلی بزرگ پیش اومده اگه منو قابل میدونین براش دعا کنین لطفأ .ممنون گل های قشنگم. >>>>>>>>>>>>>>>سارا<<<<<<<<<<<<<<<<<
قبل از اینکه متنم رو بخونید :اگر خوب ننوشتم معذرت میخوام. تفدیم به دوست عزیزم آقای... گوشهء چشمش رو با دستش پاک کرد،نمیخواست هیچ کس حتی مادرش اشکش رو ببینه. از زندگی ،از زمین از زمان ،از همه گله داشت.تو دلش آرزو میکرد که ای کاش،الان یه جایی غیر از اینجا بود،کاش الان تو کوه یا دشت بود و تا اونجایی که می تونست داد میزد و فریاد میکشید،شاید اینجوری کمی دلش سبک تر میشد و حداقل اجازه نفس کشیدن رو به اون میداد. پسرک چشمای پر از اشکش رو به روی دفتر خاطراتی که چند شاخه گل رز لای اون بود دوخت و نامه هایی که هر کدوم سر شار از عشق و محبت بودند،نامه هایی که اونو ته زندگی امیدوار میکردندوخاطرات کوتاه ولی شیرینش رو براش زنده میکردند. خط ته خط نامه ها رو از حفظ بود.خودش هم نمیدونست چرا هنوز این موجود رو اینقدر دوست داره؟تا سر حد پرستش،اگر از خدا خجالت نمیکشید به روی پاهای معشوقش سجده میکرد و اونو قبله و دین و ایمان خودش می دونست. صدای تیک تاک ساعت رو میزی فکر پسرک رو به عقب برگردوند،به دوران خوشی که با محبوب خودش رازو نیاز میکرد،به دورانی که اون مجنون بودومحبوبش لیلی. چی شد؟چرا یکدفعه همه چیز عوض شد؟مگه من چی کار کرده بودم؟صدای تلخ و اندوه بار گریه پسرک تمام اتاق رو پر کرده بود،حالا دیگه در و دیوار هم با دل پسرک همنوا شده بودند و فقط زار میزدند. پسرک گل های رز رو از لابه لای دفتر بیرون کشید و به عکس دخترک زل زد،محبوب من،معبود من؛معشوق من، هنوز هم باور نمیکنم من و ول کردی و به این دل بیچاره و دربه در من پشت پا زدی؛فکر نکن که من می تونم مثل تو ؛تو رو فراموش کنم؛نه؛؛؛؛؛؛؛؛من تا ابد با تو میمونم،تا همیشه،اگر چه توواقعییت به تو نرسیدم؛ولی تو رویا تو مال منی؛فقط مال خودم ، هیچ گس حتی حق نگاه کردن به تو رو نداره.....صدای پسرک رفته رفته خاموش شد و با گریه در رویای محبوبش غرق شد...... .و حالا ماه ها از اون روزی که محبوب دوست عزیز من اونو ول کرد و رفت میگزره ولی هنوز هم اون یک ولن تینای واقعیه. بله چرا که نه؟...دوست عزیزم سوال نا مربوطی بود که گفتی:آخه چرا ...ها هم عاشق میشن؟ عشق هدیه خدا به موجوداتشه،تو هم بندهء همون خدایی و عاشقی حق مسلم توٍ ،شکست همیشه پایه پیروزیه ،پس الهه پاکی . صداقت ؛همیشه عاشق و خوب باقی بمون ؛هر چند که می خوای همیشه با ظاهرت ثابت کنی که خوب نیستی ؛ولی حقیقت اینه که تو یه فرشتهء مهربونی... همیشه موفق باشی دوست عزیز من. با آرزوی روزی که خوشبختی رو از تو چشمات بخونم. >>>>>>>>>>>>>>> سارا<<<<<<<<<<<<<<<< اگر خیلی نوشتنم ضعیف بود معذرت میخوام دوستان من. روز گار به کامتان باد شیرین شیرین.
اگر بوسه ها اب باشند, من به تو دریا رو می دم... اگر در اغوش گرفتن ها مثل درخت باشن, من به تو جنگل رو می دم... اگر دوستی به سیاره است, من به تو کهکشان رو می دم... اگر عشق زندگیه, من مال خودم رو بهت می دم... اگر می تونستم چیزی باشم تو این دنیا, عشقی می شدم که قلب تو رو به مال من پیوند کنه...
بهت نمی گم دوست دارم...ولی قسم می خورم دوست دارم... بهت نمی گم هر چی بخوای بهت می دم...چون همه چیزم تویی... نمی خوام خوابت رو ببینم...چون خیال تو خوشتر از خوابه... اگه یه روز چشمات پر اشک شدو دنبال شانه ای گشتی تا گریه کنی... منو صدا کن...قول می دم اشکاتو پاک کنم و منم باهات گریه کنم... اگه دنبال مجسم ی سکوتی گشتی تا سرش داد بزنی... منو صدا کن...قول می دم ساکت بمونم... اگه دنبال خرابه ای گشتی تا نفرتت رو تو اون خالی کنی... منو صدا کن...قلبم تنها خرابه ی وجود توست... اگه یه روز من صدات کردم که بهت نیاز دارم...نگو کجایی... فقط یه لحظه چشمات رو ببند و به من کفر کن...فقط همین... می دونم که اینم زیاده...پس اینم ازت نمی خوام...
اینم شعری که من خیلی دوستش دارم ولی نمیدونم که شاعرش کیه؟ اگه شما میدونین به من بگید لطفآ ممنون........سارا.......... کوچه ای بود میان من و او کوچه ای فاصله بود کوچه ای غرف سکوت کوچه بی حوصله بود صبح یک روز شبحی آبی رنگ از دل کوچه گذشت از تن سرد درختان بلوط از نگاهی مبهوت با سلامی کوتاه، دست بر شانهُ من زد که: .
سلام: میخوام امروز بازم از خودم براتون بگم، آخه نیست خیلی منو دوست دارین میخوام از برکات وجودی من لذت ببرید. امروز یعنی جمعه 84/12/12 من لطف دوستانم شامل حالم شد و ساعت 7:36 صبح اجازه مرخصی صادر شد و رفتم خوابیدم.خواب که چه عرض کنم عذاب بود ، چرا؟ حالا میگم: تو خواب ناز بودم و داشتم خواب مبارک و میمون ... میدیدم که یهو تلفن زنگ زد(8:23 >>>>>>>>>>>>>>>>>>>
mam0olan adam az chizaii ke kh0oshesh miad d0ost dare ke d0ostasham az 0on lazat bebaran. man ke akhlagham ine sho0ma cheto00o0oo00or?.....d0oset0on daram khaeyli r0omantice na?ghabelet0oo0o0o0no0o0 nadare
در حوالي بساط شيطان
آقایون بخونند نامه قبل از ازدواج : از همان نگاه اول چنان در قلبم نفوذ کردی که با هیچ ابزاری نتوانستم تو را از قلبم بیرون بکشم و چنان آتشی در قلبم افروختی که با یک سد آب هم نمیشد این آتش را خاموش کرد. این قلب من که بزور می طپید با دیدن روی زیبایت چنان به طپش افتاد که گوی سال ها از طپیدن جا مانده به یکباره بیدار شده است. نمیدانم چرا هر وقت تو را میبینم زبانم ترمز میکند و بدنم همچون بید به لرزه میافتد؟ نامه بعد از ازدواج : از همان نگاه اول باید حدس میزدم که با چه موجود خطرناکی میخوام ازدواج کنم. عشقی که بین ما بود گرمی اش به اندازه نور شمع هم نبود فقط الکی میسوزوند. من اون روزا به بیماری طپش قلب مبتلا بودم ولی از رو سادگی فکر میکردم از عشق تو قلبم تند تند میزنه. تازه لرزش تنم هم بخاطر دیدن چهره ترسناک تو بود. از بچه گی هم که لکنت زبان داشتم نتونستم حرف دلمو برات بگم. حیف حیف که خیلی دیر شده
سلام گل های مهربونم: الان دقیقآ ساعت ۲:۳۰بعد از ظهر سه شنبس.منم یهو طبع لطیفو شعر گونم گل کردو گفتن شما ها بی نصیب نمونید میگن شب قشنگه منم میگم بر منکرش لعنت من عاشق شب و شعرم وقتی تو یه شب مهتابی قدم میزنم ناخوداگاه این شعر فریدون مشیری یادم میاد: بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم............ شب.....واقعآ راز های زیادی توش هست...زیباست...خیره کنندس ...عاشق کشه....و..... دوست جونام دوستون دارم........
|
About![]()
دوران بچگی!!!! Archivesآبان 1388مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 Links
آلبالو
گرافیک |