|
اِاِاِِِااااااااااااااااااااااااااااه.... يه چيزي بگم؟ هان؟ اِاِاِاِاِاِااااااااااااااااام.... چيزه.......... اوه...چقده كم رويي بده بخدا... منم كه كم روووووووووووووووووووووووووووووو...ايييييييييييييييش باشه باشه...ميگم(نيست خيلي الان دست و پا شكسته شد اينجا+سر وكله) : تازشم يه مدتي اين وبلاگ جونم رو تعطيل ميكنم...به زبان عاميانه ميشه: اين وبلاگ تا اطلاع ثانوي تعطيل ميباشد راستش رو بخواين ها....فك ميكنم.....بايد يه تغييراتي توي يه سري از چيزا بدم..... بگذريم: از طرف نيلوفر جونم دعوت شدم به يك بازي آخ جون...ميميرم واسه بازي كردن: ¤خودت رو معرفي كن: والا چي بگم؟ من سارا...ميگن...يني شناسنامه جونم ميگه متولد 29 تير ماهه 65...ولي راستش رو از خودم بشنوين ...من متولد 85 هستم يني 29 تير 1385،ميگن مهربونم،احساساتيم،خوش قلبم،سادم!!! (اينا از زبون ديگران بود) من خيلي براي ديگران ارزش قائل ميشم و انتظار رفتار متقابل رو هم دارم،زود جوش(هم زود جوش ميارم هم زود جوش ميخورم) ، حساس،خشن،خيلي خيلي واسه ديگران مامان ميشم بعضا هم ميخوره تو حالم، تقريبا خراب رفيق،عاشق عشق ولي بيگانه با اون. ¤فصل و ماه و روزی که دوست داری: خوب راستش من همه فصل ها رو دوست دارم ...همشون خوشگلن: برفا و بارون هاي زمستون رو خيلي دوس دارم..چون حال و هواي از خود بيخود شدن و برهنه زير بارون رفتن رو به ادم ميده...نه چتري...نه سايه بوني....خودتي و خداي خودت و عشق بازي آسمون با زمين....پاييز رو بخاطر خش خش برگاش و طبيعت خيلي بكري كه بوجود مياره و هر منظرش رو ميشه يه عكس خاطره انگيز كرد دوست دارم...تابستون....از گرماش بيزارم....ولي از موقعيتي كه ميده همه خانواده دور هم جمع باشن و بريم سفر و شنا و .... خيلي لذت ميبرم... بهار هم كه.....هرچي حرف ناگفته هست توش پنهون شده... ¤رنگ تو: آقا جان چه حرفيه ميزني؟ رنگ تو چيه؟ رنگ من همه رنگاس همشون...توي نقاشي هامم هميشه از همه رنگي استفاده ميكنم مخصوصا رنگ هاي گرم....ولي وسايلم رو غالبا رنگ هاي آبي و صورتي تشكيل ميده. ¤غذاي مورد علاقه: ااااااااااااااام...راستش من همه چيز دوس دارم... مخصوصا قرمه سبزي و ماهي و مرغ..واااااااااااااااااااي ¤موسيقي مورد علاقه: من اگه بفهمم اين سوال ها رو از كجاتون دراووردينا....هرچي بخواين ميدم بهتون. خودم كه ناشيانه موسيقي سنتي ميزنم(سه تار)...خيلي هم دوسش دارم...ولي خوب همه آهنگي گوش ميدم ...بستگي داره...اگه از يه موسيقي خوشم بياد ها...خدا به داد اطرافيام برسه چون مدام اون اهنگ رو از اول گوش ميكنم تا ازش خسته بشم. ¤بزرگترين قولي كه دادي: والا تا حالا اندازه قول هام رو متر نكردم...ولي بزرگترينش اين بود كه به يكي فك نكنم....از اون به بعد هر روز فك كردم. براي ديگران خيلي خوش قولم ولي واسه خودم.... ¤ناشيانه ترين كاري كه كردي: آقا مگه فضولي؟ نميگم....ميخواين بگم كه ديگه هي بگين سارا اينطور بود و اونطور بود؟ نيميگم ¤بهترين خاطره زندگيت: دوران دبيرستان و پيش دانشگاهي برام بهترين دوران و سراسر خاطره بودند. مثال: تابستون سال سوم هندونه بردم مدرسه....تو كارگاه نشستسم تا تهش رو خورديم بعد مسابقه گذاشتيم كه با پوست هندونه همديگه رو نشونه گيري كنيم كه آقا اومد و يه پوست هندونه يه راست خورد تو دماغش.... ¤بدترين خاطره زندگيت: مرگ باباحاجي و جدا شدن از بهترين دوستم....واسه هميشه. ¤شخصی هست که بخوای ملاقاتش کني: نوچ ¤براي كي دعا ميكني؟ من اصا دعا نميكنم....هروقتم كه دعا ميكنم برا اونايي كه بهم ميگن ولي هميشه خانوادم رو در اولويت قرار ميدم و سانازي رو ¤به كي نفرين ميكني؟ نفرين كار من نيس...كار آدماي ضعيف و درموندس....تو عمرم حتي 1 بار هم كسي رو از ته دل نفرين نكردم. ¤وضعيتت در 10 سال آينده: ببين عزيزم...ببين گلم...شما در 10 سال اينده به همين راحتي ها نميتوني من رو پيدا كني احتمالا تازه نامزد كردم....6 ¤¤حرف دلت: گفتنش مگه فرقي هم داره؟ دلم راحتي ميخواد...آسايش ميخواد...يك بغل صبر ميخواد...يك ليوان اراده....يك دنيا سكوت...دلم خلوت ميخواد....شعر ميخواد...خدا ميخواد...كمي عقل مثل آدم ميخواد...دلم بارون ميخواد ¤¤¤راستي دلم تمر و آلوچه و لواشك هم خيـــــــــــــــــــــــــــــــلي ميخواد. ¤آخييييييييييش تموم شد.....بابا اين كه بازي نبود كه....سين جين بود. ¤پ.ن: .....................................ندارد!
آقا جان من اگه بخوام بگم خاک تو سر هر چی آدم دزده....مشکلی هست؟ نه٫ مرگ من راس بگو....اگه بگم خاک تو سر آدم نادون و کم عقلی که میره دزدی....چه مشکلی پیش میاد؟ اصن مشکلی پیش میاد؟ دیشب که افطار کردیم مامان خانوم کنترل ها رو گرفتد و شروع کردند به اینور اونور کردن کانال ها....هر کاری کردیم دیدیم که شبکه های استانی و سراسری رو نمیگیره..خان داداش و حضرت پدر و دایی خان تشریف بردند پشت بوم...دیدند که بببببببببله...جناب دزد ابله تشریف فرما شدند و منت به چشمان منتظر ما گذاشتند و چشمی های(ال ام دي) ماهواره آسیا و استانی رو برداشتند و الفرار حالا دزدي به درك. فيلم ها رو بچسبين كه خانواده من عادت دارند هر شب تا آخرينشون رو نگاه كنن. عرضم به حضور محترم كه ديشب رو بدون تماشاي تلويزيون با اعمالي شاقه سپري كرديم و بجاي حاج يونس فطوحي و جناب الياس خان محترم و ديگر اراجيف ِ موجوده، شو ها و آهنگ هاي مورد علاقه مان را نگاه كرديم و گفتيم و خنديديم و چشمان هيز و خاك بر سرِ دزد هم كف پاهامان...انشاللــــــُــــــــــــــــــه اين از ماجراي شماره يك....يادتون باشه من نگفتم كه همه پريدن خونه فك و فاميل كه فيلماي بيخود و زاغارت ماه رمضون رو ببينن ها.... ¤امروز لالا بودم كه مامان خانوم هي ميومد بالا سرم و نكات مثبت موفقيت در زندگي من جمله بيدار شدن به موقع از خواب رو به من گوشزد ميفرمودند سرما خوردي؟ - نه سانازي جونم.. گريه كردم(باور کنین من اصلا خوابم رو براش تعریف نکدم....خودمم اصن نلوسیدم(لوس نکدم)) خلاصه سرتون رو درد نیارم که ۱۰ دقیقه بعد مامان جون اومدن و همون موقع هم تلفن زنگولید و دختر خاله به مامان جون عرض کرد که: ماشین دایی مهدی رو دزدیدن اینم از اثرات د و ل ت نهم ....احمقی اضافات و خزعبلات: ¤من به هیچ کس نمیگم که سانازی رو دارم شوهر میدم ¤زدم به صورت کاملا حرفه ای پریز تلفن رو داغونیدم ¤فردا صبح خواهر جون میرسه خونه ¤ ¤ ¤
15 سال پيش...توي همچين روزي بود كه من به مدرسه رفتم.... 15 سال پيش توي همچين روزي ، دبستان رو ديدم و با واژه دانش آموز آشنا شدم. 15 سال پيش توي همچين روزي به من گفتند: به كلاس اول خوش امديد. 15سال پيش توي همچين روزي دست مامانم رو محكم گرفته بودم و چادرش رو محكم چنگ مينداختم كه مبادا من رو ببرند سر كلاس و اون نياد. 15 سال پيش توي همچين روزي خانم معلم به من يك شيريني داد و دستم رو از دستاي مهربون و گرم مامان بيرون كشيد و با خودش برد سر كلاس. 15 سال پيش ...... من كلاس اولي هستم. 15سال پيش نشستم ميز دوم...14 سال پيش نشستم ميز دوم...13سال پيش نشستم ميز دوم...هر سال و همه سال ... ميز دوم...دانشگاه: رديف دوم.... خدا ميدونه...شايد تو كلاس زندگي هم هميشه جايگاه دوم رو داشته باشم... الله و اعلم. ياد روز هاي اول مهر بخير...ياد دبستان...ياد كوچه هاي پر از درخت و خونه هاي آجري و سنگ سفيد و مرمر توي راه بخير....ياد نونوايي توي مسير...ياد پاپا پريدن ها و شعر خوندن هاي توي راه مدرسهو پريدن از اينور جوب...به اون ور جوب...از اين سمت خيابون...به اون سمت خيابون....: باز امد...بوي ماه مدرسه...بوي شادي هاي راه مدرسه. بوي ماه مهر...بوي ماه مهربان...بوي خورشيد پگاه مدرسه.... يادمه هميشه نزديك اول مهر كه ميشد....برنامه هاي كودك اين سرود رو پخش ميكردن....منم كه هميشه شيطون و تخس....ميمردم واسه خيابوناي مدرسه و شيطنت هاي هميشه براهمون...گوشه گوشه هاي حياط مدرسه انتظار قدم ها و بازي هامون رو ميكشيدن...يادش بخير...15 سال پيش. ياد مبـسـر شدنا.....سرود خوندنا....برنامه هاي صبح گاهي...دير رسيدنا....ياد ساعت 6:45 دقيقه صب بلند شدنا...ياد غرغر كردنا و نق و نوق كردنا...ادا اطوار دراووردن واسه خوردن يه لقمه صبحونه...مامان رو جون به سر كردن واسه يه صورت شستن و حاظر شدن....ياد روزگار سوگلي بودن بخير...ناز كردن واسه معلم مهربون...زبون ريختن براش...ياد روزنامه ديواري هاي خوشكل و رنگارنگ مون بخير...چقد خودمون رو ميكشتيم و از اين فكر خلاق كمك به زور ميخواستيم...كه يه روزنامه ديواري عالي درست كنيم و توي استان اول بشيم....يادش بخير...اول مهر ِ 15 سال پيش...ياد قلم و دفتر هاي نو و تا نخورده....ياد پاكن هاي رنگاوارنگ و قشنگ...ياد خريد كيف و كفش و مداد و پاكن و بهم ريختن كل فروشگاه شهروند واسه پيدا كردن يه پاكن خرسي....هم هدرسه ای بودن با آبجي بزرگه.... يادت بخير...15 سال پيش....پدر بزرگ.....معلم مهربون...كوچه هاي مدرسه....زنگ تفريح....يادت بخير بچگي.. يادت بخير. ....................................................................... ¤پ.ن(بعدی):من همیشه نمره ۲۰ بودما....شک نکنین ¤پ.ن(بعد تر):میگما....یادتونه همیشه هروخ میخواسیم یکیو اذیت کنیم اسمش رو مینوشتیم تو ردیف بدها ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰تا X هم جلوش میذاشتیم؟ من هیچوخ از این کارا نمیکردم جون تو
|
About![]()
دوران بچگی!!!! Archivesآبان 1388مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 Links
آلبالو
گرافیک |