تبليغاتX
مهتابی خانوم - بوی خون در شهر می آید





















مهتابی خانوم

هم فضولی کن..هم عاقل باش

 

 

میکشند...بی آنکه بدانند برای چه

میزنند... بی آنکه بدانند برای چه

 

میبرند بی آنکه بدانند برای چه

 

اشک مجالم نمیدهد....اینجا نا امنی مطلق است و مرگ ٫ بوی خون میدهد و گلوله

 

حالم بد است...میخواهم بالا بیاورم

 

**دیروز تا مرز مردن رفتم...نپذیرفتنم...برگشتم :))

 :(( کثافتای زورگو...خائنای خبیث

آخه دیکـــــــــــتاتوری و استبـــــــداد تا چه حد؟

آخه لامروتی تا چه حد؟

چرا میکشییییییییین؟

چرا میزنیییییییییین؟

چرا میبرییییییین؟

دیدین  بلوتوث دختره رو که با تــیر زدند؟

دیدین چجوری بچه ها رو مثل گاو و گوسفند رو زمین میکشند؟

مَردددددددددددددددددددددددددددددم

 

چرا نشستین؟....چرا خفه شدین؟

چرا ساکتین؟

بخدا ماها هم آدمیییییییییم...آدمیم و جونمون عزیزه.

 

زنده باد وطــن....زنده باد آزاد ی...زنده باد ایران...مرگ بر دیکتــــــاتور

ما میتوانیم

+نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388ساعت12:17 PMتوسط سارا | |